آدمک اخر دنياست بخند..?

 
کاش يه روز بشه که هيج حسرت نخورن....؟
نویسنده : مهدی . - ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱
 

              هميشه تو دنيا كلي فرق بين آدمها.اين يه قانون شده ديروز و حالا نداره

           
حي مرد مي خوام يه حقيقت تلخ و بهت بگم . گوش كن. يه نفر خوابش مياد .واسه خواب جا نداره. يه نفر يه لقمه نون براي فردا نداره. يه نفر اسكناساش و مي شمره .مي خواد امتحان كنه كه داره يا نداره.
يه نفر از بس بزرگ خونشون.گم مي شه توش. اما اون يكي اطاقشون واسه همه جا نداره. بابا مي خواد واسه دخترش عروسك بخره. انتخاب هم مي كنه ولي پولش رو نداره . يكي دفترش پر از نقاشي و خط خطي .
اون يكي مداد واسه آب بابا نان داد نداره.يكي ويلاي لب درياشون قصر ولي. اون يكي حتي تو فكرش آب دريانداره. يكي بعد از مدرسه توپ چهل تيكه مي خواد. مامانش مي گه اينا گرونه اينجا نداره. يه نفر تولدش مهموني همه ميان
يكي هم تقويم واسه خط زدن روزها نداره.يكي هفته اي يه بارپزشك شون مياد خونش. يه جا ديگه يكي داره مي ميره خرج مداوا نداره. يه نفر مي ارزه امضاش به هزار تا عالم. اما يكي بعد از عمري رنج و زحمت امضا نداره.
تو كلاس صحبت چيزي مي شه كه همه دارن. يكي مي پرسه چرا باباي ما نداره. يكي دوست داره كارتون ببينه اما كجا. يكي اينقدر ديده كه ميل تماشا نداره. يكي از واحد هاي بالاي برجشون مي گه. يكي حتي خونشون اطاق بالا نداره.
يكي پول نداره تا دو روز به شهرشون بره. يكي هم طاقت واسه صدور ويزا نداره. يكي جاي خاله بازي كلاس شنا ميره. اما اون يكي چيزي واسه نقاشي كردن نداره. يكي از بس شومينه گرم مي افته از نفس. يكي واسه گرماي دستاش حا نداره.
يه نفر تمام روزهاش پرازرنج و سختي. هيچ روزيش فرقي با روزهاي مبادا نداره.يكي آزمايش نوشتن براش اما نمي ره. مي گه نزديكي هاي ما آزمايشگاه نداره. يه نفر تمام روزهاو شبهاش طولاني. پس ديگه  نيازي به شبهايلدا نداره . بچه اي كه تو چراغ قرمز ها گل مي فروشه. مگه درس ومشق و شورو شوق و رويا نداره
ياد اون حقيقت كلاس اول افتادم. كه دارا خيلي جيزها داره ولي سارا نداره. خدا به هر كسي هرچي دلش مي خواد ميده. ولي اون مي گه فرقي بين آدمهاش نداره.
آدمها از يه جا اومدن همه مي رن يه جا. اون جا فرقي بين فقيرو دارا نداره. كاش يه روز بشه كه ديگه نشه جمله اي با نمي شه وبا نمي خواد و  با نشه و نداره................