آدمک اخر دنياست بخند..?

 
خدا پاشو يه آشغال بهات حرف داره
نویسنده : مهدی . - ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۱٠
 


اينجا تهران يعني شهري كه هر چي ميبيني توش باعث تحريكه

 تحريك روحت رو مي كنه توآشغال دوني....ميفهمي توهم آدم نيستي

 يه آشغالي انجا همه گرگن مي خواي باشي مثل يه بره

 بزار چشمو من گوشت رو باز كنم يه زره....اينجا تهران

 لعنتي شوخي نيستش خبري از گل و بستني چوبي نيستش ....اينجا

 جنگل بخور تا خورده نشي انجا نصف عقده اي اند نصف وحشي

اختلاف طبقاتي اينجا بيداد مي كنه روح مردم رو زخمی و بيمار ميكنه

  خدا پاشو من چند سالي باهات حرف دارم

 خدا پاشو كه نشي ناراحت از كارم كجاهاشو ديدي من تازه اول كارم

 خدا پاشومن يه آشغالم باحات حرف دارم

 نمكي با چرخش كناره  يه بنز ه هيكل و چرخش باهم كرايه بنز ه 

من و تو اون بوديم از يه قطره.. حالا ببين فاصله ما هاچقدره

 دليل چرخش زمين نيست جازبه پول كه زمين رومي چرخونه جالبه

اين روزها اول پوله.. بعد خدا. .همه رعيت.. ارباب.. كد خدا

 بچه مي خواد با يتيم بازي كنه بابا نمی زاره

يتيم لباسش كثيف چون فقط يه دونه داره

 خدا پاشومن چند سالي باهات حرف دارم

 خدا پاشو كه نشي ناراحت از كارم

 كجاهاشو ديدي من تازه اول كارم.... خدا پاشومن يه آشغالم باحات حرف دارم

تا حلا شده عاشق دختر بشي.... مي خوام حرف بزنم روشن تر بشي

پيش خودت مي گي اين عشق تاريخي....؟

اما اون با يه بچه مايه داره خواب ديدي خيره .....يكي هم سن تو

سواره ماشين مي شه....خدا بهت پوز خند ميزنه....ميكني با كينه

 دعا كه من هم مي خوام مايه دار بشم.....دعا نكن بي اثره كسی

 دركت نمي كنه....مي خواي بخوابي ...تو بيداري كابوس ببين.....بيا

 باهم به اين دنيا فوش بديم....بايد كور باشي نبيني تو فخر و هرجا

 كناره خيابون نبيني فقر و فحشا.... خدا پاشو من چند سالي باهات

 حرف دارم خدا

پاشو كه نشي ناراحت از كارم

 كجاهاشو ديدي من تازه اول كارم ....خدا پاشومن يه آشغالم باحات

 حرف دارم

 خدا پاشو يه آشغال بهات حرف داره

     نكنه تو هم به فكره ايني كه چي صرف داره

 

 


 
 
 
نویسنده : مهدی . - ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٩
 

بگویید بر گورم بنویسند:
زندگی را دوست داشت
ولی آن را نشناخت
مهربان بود
ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت
ولی از آن لذت نبرد
در آبگیر قلبش جنب و جوشی بود
ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهایی می نمود
ولی هرگز دل به کسی نداد
و خلاصه بنویسید:
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
نه زندگی را برای زنده بودن


 
 
 
نویسنده : مهدی . - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٩
 

سکوت کن !
سکوت کن به ياد آنکه در سپيده جان سپرد
سکوت کن !
سکوت کن به ياد آنکه با اميد خلق مُرد
سکوت کن به ياد خشم آن هميشه سر بلند
سکوت کن به ياد آنکه عاشقانه زخم خورد
تو از سکوت اگر ، اگر به خشم می رسی سکوت کن
اگر به خشم می رسی سکوت کن